|
خانومم یادته این اولین پست وبلاگم بود . اینو واسته تست تم گذاشته بودم ولی تو واسم نظر گذاشتی . منم اومدم وبلاگت رو خوندمو بهت پی ام دادم و رابطمون از اونموقع شروع شد ...
خدا را شکرکه تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم ، این یعنی که او زنده و سالم در کنار من خوابیده است . خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرف ها شاکی است ، این یعنی که او در خانه است و در خیابان ها پرسه نمی زند. خدا را شکر که مالیات می پردازم ، این یعنی که شغل و در آمدی دارم و بیکار نیستم. خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم ، این یعنی که در میان دوستانم بوده ام. خدا را شکر که لباس هایم کمی برایم تنگ شده اند ، این یعنی که غذای کافی برای خوردن دارم. خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم ، این یعنی که توان سخت کار کردن را دارم. خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم ، این یعنی که من خانه ای دارم. خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم ، این یعنی که هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن. خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم ، این یعنی که من توانائی شنیدن دارم. خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم ، این یعنی که من لباس برای پوشیدن دارم. خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم ، این یعنی که من هنوز زنده ام. خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم ، این یعنی که بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم. خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند ، این یعنی که عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.
این آخرین پسته این وبلاگه خدا کنه منو ببخشی به بابات قول دادم دیگه سراغت نیام ولی هرگز فراموشت نمیکنم هرگز... خیلی خیلی دوست دارم منتظرم یه روز سراغمو بگیری
|